به گزارش پایگاه خبری استانسازان (نخستین پایگاه خبری بازتابدهنده اخبار استانداران و استانداریهای کشور) در ایران، بعضی شهرها زیر آفتاب ساخته شدند و بعضی دیگر در تاریکی، در دل خاک، در سکوت. در دالانهایی باریک که روزگاری پناه مردم در هجومها، ناامنیها و آشوبها بودند.
سالهاست باستانشناسان هر از چند گاهی در نقطهای از کشور، هنگام حفاری یک خانه، اجرای پروژه عمرانی یا حتی کندن یک چاه، ناگهان به راهرویی زیرزمینی میرسند؛ راهرویی که به اتاقی دیگر باز میشود و اتاقی دیگر و گاهی شهری کامل در زیر زمین را آشکار میکند.
ایران، برخلاف تصور عمومی، فقط سرزمین کاروانسراها و بناهای روی زمین نیست؛ بخش مهمی از تاریخ معماری این سرزمین، در زیر خاک پنهان شده است.
از نوشآباد کاشان تا سامن ملایر، از دژمنده زنجان تا دستکندهای تفرش و رباط آغاج، و از دژ زیرزمینی نیگ در خراسان جنوبی تا سامن همدان، امروز مجموعهای از شهرهای زیرزمینی در پنج استان کشور پراکندهاند که میتوانند یک مسیر بزرگ گردشگری تاریخی را شکل دهند؛ مسیری که هنوز نه برند مشترکی دارد، نه تبلیغات منسجم و نه حتی یک کارگروه هماهنگکننده میان استانها.
حالا پیشنهاد تازهای از سوی این رسانه پیشنهاد میشود و آن هم؛ تشکیل یک «کارگروه مشترک گردشگری شهرهای زیرزمینی» میان استانداران همدان، اصفهان، مرکزی، زنجان و خراسان جنوبی است. پیشنهادی که اگر جدی گرفته شود، شاید بتواند یکی از متفاوتترین برندهای گردشگری ایران را شکل دهد.
شهرهایی که اتفاقی پیدا شدند
ویژگی عجیب بسیاری از این شهرهای زیرزمینی آن است که اصلاً قرار نبوده دیده شوند. در چهارمین همایش «دستکندها» که آبانماه سال ۱۴۰۳ در لرستان برگزار شد، مدیر وقت پژوهشکده ابنیه و بافتهای تاریخی تأکید کرد که هنوز هیچ آمار دقیقی از تعداد این دستکندها در ایران وجود ندارد، چون بسیاری از آنها اساساً پنهان ساخته شده بودند. بیشتر این فضاها کاربری پناهگاهی داشتند؛ مردم در دورههای ناامنی، حمله یا آشوب به زیر زمین میرفتند و روزها یا هفتهها در آن زندگی میکردند. همین مسئله باعث شده بسیاری از شهرهای زیرزمینی ایران کاملاً اتفاقی کشف شوند. نوشآباد کاشان، یکی از معروفترین نمونهها، زمانی آشکار شد که یک شهروند هنگام حفر چاه در خانهاش به فضای خالی زیر زمین برخورد کرد. در سامن ملایر نیز ماجرا از اجرای فیبر نوری آغاز شد و ناگهان معماری پیچیدهای از اتاقها و دالانهای زیرزمینی از دل خاک بیرون آمد.
همدان؛ قلب مسیر زیرزمینی ایران
اگر قرار باشد روزی مسیر گردشگری شهرهای زیرزمینی ایران شکل بگیرد، همدان احتمالاً قلب این مسیر خواهد بود. در جنوب همدان، دستکند ارزانفود قرار دارد؛ مجموعهای که باستانشناسان معتقدند ابتدا کاربری آیینی داشته و بعدها به پناهگاه تبدیل شده است. چند ده کیلومتر آنطرفتر، سامن قرار دارد؛ شهری زیرزمینی با اتاقها، راهروها و تدفینهایی که آن را به یکی از مهمترین کشفیات باستانشناسی دو دهه اخیر ایران تبدیل کرده است. کارشناسان گردشگری معتقدند همدان میتواند به مرکز مطالعات و رویدادهای علمی این حوزه تبدیل شود؛ همانگونه که سومین همایش دستکندها در سال ۱۳۹۷ در این استان برگزار شد.
اصفهان؛ از نوشآباد تا کردعلیا
در اصفهان اما ماجرا ابعاد گستردهتری دارد. نوشآباد امروز شناختهشدهترین شهر زیرزمینی ایران است؛ مجموعهای سهطبقه با قدمتی حدود ۱۵۰۰ سال که دالانهای پیچدرپیچ آن هنوز برای بسیاری از گردشگران شگفتآور است. اما در غرب استان، روستای کردعلیا نیز آرامآرام به نامی مهم در این حوزه تبدیل میشود؛ شهری زیرزمینی در عمق ۱۸ متری زمین که گفته میشود زیر حدود ۸۰ خانه روستایی گسترده شده است.
کارشناسان معتقدند اصفهان و همدان میتوانند محور تبلیغات بینالمللی این مسیر گردشگری باشند؛ استانهایی که هم زیرساخت گردشگری دارند و هم مقصد ثابت گردشگران ایرانی و خارجی هستند.
استان مرکزی؛ حلقه اتصال شهرهای زیرزمینی
استان مرکزی در سالهای اخیر به یکی از مهمترین نقاط مطالعات دستکندهای زیرزمینی تبدیل شده است. دستکند رباط آغاج خمین با سفالهای ارزشمند قرون میانی اسلامی و همچنین شهر زیرزمینی تفرش که برخی آن را بزرگترین شهر زیرزمینی ایران میدانند، جایگاه ویژهای به این استان دادهاند.
تفرش هنوز بهطور کامل کاوش نشده، اما همان بخشهای کشفشده نشان میدهد با مجموعهای بسیار گسترده روبهرو هستیم؛ مجموعهای که برخی پژوهشگران آن را همردیف مهمترین شهرهای زیرزمینی خاورمیانه میدانند. استان مرکزی به دلیل موقعیت جغرافیاییاش میتواند حلقه اتصال این مسیر گردشگری باشد؛ مسیری که همدان را به اصفهان، زنجان و حتی خراسان جنوبی پیوند میدهد.
زنجان و خراسان جنوبی؛ حلقههای کمتر دیدهشده
در زنجان، دستکند دژمنده در روستای خوئین قرار دارد؛ مجموعهای که حتی فضاهایی برای نگهداری دام در زیر زمین داشته و نشان میدهد زندگی در این دستکندها فقط به پناهگیری محدود نبوده است. در خراسان جنوبی نیز دژ زیرزمینی نیگ، یکی از طولانیترین سازههای زیرزمینی ایران به شمار میرود؛ مجموعهای با دهها اتاق و فضای مختلف که هنوز آنگونه که باید به گردشگران معرفی نشده است.
یک مسیر گردشگری مشترک؛ نبود روایت مشترک و تبلیغات هماهنگ
فعالان گردشگری معتقدند مشکل اصلی این شهرهای زیرزمینی، کمبود جاذبه نیست؛ مشکل، نبود روایت مشترک و تبلیغات هماهنگ است.
پیشنهاد تشکیل کارگروه مشترک میان پنج استانداری دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود. این کارگروه میتواند یک برند واحد برای «شهرهای زیرزمینی ایران» تعریف کند؛ مشابه آنچه برخی کشورها برای مسیرهای تاریخی یا مذهبی انجام دادهاند. حتی مسیرهای جادهای میان این استانها نیز ظرفیت تبدیل شدن به بخشی از تجربه گردشگری را دارند. در محور همدان–مرکزی، مرکزی–اصفهان یا زنجان–مرکزی میتوان بیلبوردهای مشترکی نصب کرد که گردشگران را به بازدید از شهرهای زیرزمینی بعدی دعوت کند. برای مثال، مسافری که از همدان به سمت اراک حرکت میکند، میتواند در طول مسیر با تبلیغ سامن، تفرش و رباط آغاج روبهرو شود؛ یا گردشگری که از اصفهان راهی زنجان است، در مسیر با «نقشه دالانهای زیرزمینی ایران» مواجه شود.
در دل خاک، در قلب تاریخ
کارشناسان تبلیغات گردشگری پیشنهاد میکنند این پنج استان حتی بتوانند اسلوگان مشترک داشته باشند. ایجاد سایت و اپلیکیشن مشترک، برگزاری تورهای چنداستانی، دعوت از مستندسازان داخلی و خارجی، طراحی نمایشگاه دائمی در تهران، تولید محتوای چندزبانه و حضور مشترک در نمایشگاههای جهانی گردشگری، از دیگر اقداماتی است که میتواند این مسیر را به یک برند ملی تبدیل کند.
فرصتی که هنوز جدی گرفته نشده است
شهرهای زیرزمینی ایران فقط آثار تاریخی نیستند؛ آنها روایت زندهای از هوش، بقا و معماری مردمانیاند که قرنها پیش یاد گرفتند چگونه در دل خاک زندگی را حفظ کنند. امروز همان دالانهای خاموش میتوانند به یکی از مهمترین مسیرهای گردشگری ایران تبدیل شوند؛ اگر استانها به جای حرکتهای پراکنده، تصمیم بگیرند این میراث پنهان را با صدایی واحد به جهان معرفی کنند.
پیشنهاد مستقیم به استانداران 5 استان همدان؛ اصفهان، مرکزی، زنجان و خراسان جنوبی
در شرایطی که هر یک از شهرهای زیرزمینی در پنج استان کشور بهصورت جزیرهای معرفی میشوند، امروز بیش از هر زمان دیگر ضرورت دارد که این میراث پنهان با اراده مشترک استانداران وارد مرحلهای تازه از مدیریت و معرفی شود. بر اساس نظر کارشناسان، نقطه آغاز این مسیر، تصمیمی است که تنها در سطح مدیریت عالی استانها امکانپذیر است؛ تصمیمی که میتواند به شکلگیری نخستین ساختار رسمی برای ساماندهی این ظرفیت ملی بینجامد.
به همین منظور، پیشنهاد میشود استانداران محترم استانهای همدان، اصفهان، مرکزی، زنجان و خراسان جنوبی، با صدور ابلاغی مشترک، دستور تشکیل «کارگروه بیناستانی توسعه و معرفی شهرهای زیرزمینی ایران» را با همکاری دولت و بخش خصوصی (گروههای مردم نهاد با موضوع گردشگری و میراث فرهنگی) صادر کنند. این کارگروه میتواند با دبیرخانهای واحد و با حضور نمایندگان دستگاههای تخصصی از جمله میراث فرهنگی، گردشگری، راهداری، شهرداریها، دانشگاهها و نیز بخش خصوصی شکل گیرد. هدف اصلی این ساختار، همافزایی، سازماندهی پروژهها و ایجاد یک زبان واحد برای معرفی این میراث ارزشمند خواهد بود.
در ادامه مسیر، انتظار میرود استانداران با ابلاغی تکمیلی، روند طراحی «برند مشترک ملی شهرهای زیرزمینی» را میان پنج استان آغاز کنند؛ برندی که بتواند در تمامی تبلیغات، رویدادها، نقشهها، بروشورها، بیلبوردها و دعوتنامههای گردشگری، هویت واحد و قابل تشخیصی ایجاد کند. چنین برندی نهتنها به انسجام پیامها و تبلیغات کمک میکند، بلکه به افزایش بازدید گردشگران داخلی و خارجی نیز سرعت میبخشد.
از سوی دیگر، ضروری است که استانداران محترم ایجاد «شبکه تبلیغات مشترک جادهای» را نیز بهعنوان بخشی از بسته همکاری استانی مورد توجه قرار دهند. این اقدام میتواند با دستور مستقیم به معاونتهای عمرانی و راهداری هر استان، بهمنظور تعیین نقاط مناسب نصب بیلبوردهای مشترک در محورهای بیناستانی، عملیاتی شود. وجود چنین سازوکاری نخستین تصویر قابل رؤیت از همکاری پنجاستانه خواهد بود و پیام واحدی از مسیر «میراث زیرزمینی ایران» را در چشم مسافران قرار خواهد داد.
در نهایت، پیشنهاد میشود استانداران، تشکیل «کمیسیون رسانهای مشترک استانها» را نیز در دستور کار قرار دهند. این کمیسیون میتواند مرکز تولید محتوای واحد، مدیریت شبکههای اجتماعی، هماهنگی با رسانههای ملی و بینالمللی، طراحی کمپینهای چندزبانه و برنامهریزی برای حضور مشترک در نمایشگاههای گردشگری باشد. وجود چنین ساختاری، روایت واحدی از شهرهای زیرزمینی ایران ایجاد خواهد کرد؛ روایتی که تاکنون پراکنده، کمرنگ و فاقد انسجام بوده است.
این چهار ابلاغ و چهار ساختار، میتواند نقطه آغاز حرکتی باشد که سالها جای آن در نقشه گردشگری ایران خالی مانده است؛ حرکتی که با تصمیم مشترک پنج استاندار، میتواند میراث زیرزمینی ایران را از پنهانماندگی چندقرنه خارج کرده و آن را به یکی از مسیرهای شاخص گردشگری کشور تبدیل کند.