یادداشت: دکتر حمزه امرایی
معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری همدان
نظام حکمرانی استان محور
جنگ تحمیلی رمضان و قبل از آن جنگ ۱۲ روزه سبک جدید و متفاوتی از مدیریت و تمشیت امور عمومی جامعه در شرایط جنگی را فراروی نظام حکمرانی در استانها قرار داد، در واکاوی سامان اداری و شیوه های مدیریتی نوعا مباحثی از قبیل ضرورت تمرکز زدایی، مرکز زدایی و یا توزیع اختیارات در نواحی مطرح میشود اما در واقع امر این موضوع در حد مباحث تحقیقی و آکادمیک متوقف مانده و در عرصه اجرایی واقعیت پیدا نکرد ،اساس این مهم در کلیت آن واگذاری اختیار در دو سطح "مرجع تصمیم گیر و قدرت تصمیم گیر "را در برمی گیرد که بر اساس آن به هر میزان مرجعیت تصمیم گیری و قدرت تصمیم گیری به نواحی ( استان ها) منتقل و واگذار شود در همان سطح، مدیریت محلی موفق تر و موثرتر تحقق خواهد یافت.
مدیریت مبتنی بر خودتدبیری
در جنگ اخیر الگوی عینی از این ضرورت و بایسته مدیریتی به تعبیری محقق شد ،با توجه به محدودیتها و مشکلات برآمده از شرایط جنگی، سامانه مدیریت اجرایی و اداری در وضعیت خاصی قرار گرفت و در عمل امکان استمرار فرایند حکمرانی اجرایی از مرکز به استانها به شیوه مالوف مقدور نبود و لذا با شیوه متفاوتی از تمشیت امور مبتنی بر خودتدبیری و خودمدیریتی در مجموعه استانها مواجه شدیم، نمونه مشخص و عینی از این سبک مدیریتی در استان همدان شاهد بودیم.
همدان ؛کآرآمد در مدیریت محلی
در دوره اخیر با توجه به شرایط و اقتضائات بوجود آمده شاهد تدبیر دولت محترم مبنی بر صدور بخشنامه تفویض اختیارات از دولت به استانداران بودیم ،اگرچه به نظر میرسد گذشته از اقدام مورد اشاره ،با درنظرداشت ضرورتها و شرایط موجود ،امور عملا با تمشیت مدیریت عالی استان پیش رفت،علاوه بر هم افزایی اثرگذار نماینده محترم ولی فقیه و دستگاه قضائی و مقننه در استان، تمشیت استاندار محترم در عرصه هم افزایی مناسب در نظام امنیتی استان، تدبیر در حوزه بازار و تأمین کالاهای اساسی، استمرار مطلوب عملکرد دستگاه های خدمات رسان و سایر امور مرتبط با وضعیت عمومی استان و زندگی مردم مشهود و ملموس بود، نمونه عینی و قابل توجه در همین ارتباط نحوه مدیریت و اقدام در خصوص یکی از محل های ذخیره کالای اساسی مورد حمله دشمن است که در شرایط اضطرار و صرفا به اتکای مدیریت محلی و هم افزایی بوجود آمده تمشیت شد.
تمرکززدایی اساس مدیریت محلی
تجربه مدیریت در شرایط جنگی نشان میدهد مدیریت محلی مبتنی بر تمرکززدایی و دادن قدرت تصمیم سازی و تصمیم گیری به مسئولان نواحی نه فقط یک فضلیت اداری بلکه ضرورتی اساسی در نظام مدیریتی کشورمان است ،علاوه بر لزوم توجه به پیچیدگیها و اقتضائات نواحی ،تمرکززدایی با هدف پاسخگویی، کارآمدی، شفافیت ،مشارکت در تصمیم گیریها و کاهش نابرابری های منطقه مطرح میشود اما نکته اساسی این است که نباید این ضرورت مختص شرایط جنگ و بحران دیده شود بلکه به عنوان یکی از اصول مهم نظام مدیریت کآرآمد و موفق (مرکز-نواحی)در شرایط غیر بحران هم پذیرفته شود.