۱- پیوستگی استانها به عنوان مبنای تحلیل مدیریتی
به گزارش استانسازان (نخستین پایگاه خبری بازتابدهنده اخبار استانداران و استانداریهای کشور) ایران دارای ساختار سرزمینی بههمپیوسته است؛ حوزههای حملونقل، انرژی، تأمین کالا، امنیتی، درمانی و ارتباطی در شبکهای یکپارچه عمل میکنند. در چنین شرایطی، آسیب به یک گره از این شبکه ــ حتی اگر جغرافیای محدودی داشته باشد ــ بلافاصله موجب اختلال در عملکرد سایر گرهها میشود.
بهعنوان نمونه؛ آسیب به زیرساختهای انرژی یا لجستیک در استانهای درگیر، اثر مستقیم بر زنجیره تأمین سایر استانها دارد یا مثلا فشار جمعیتی ناشی از جابهجایی اضطراری ساکنان، ظرفیتهای استانهای هممرز را تحت تأثیر قرار میدهد همچنین اختلال در فعالیتهای صنعتی، خدماتی یا آموزشی یک استان، پیامدهای اقتصادی ملی ایجاد میکند، لذا سیاستگذاری بحران نمیتواند صرفاً بر «محل اصابت» متمرکز شود؛ بلکه باید پیامدهای ملی این حملات را نیز در نظر گیرد.
۲ - ضرورت تفکیک بار عملیاتی استانداران در مدل ارزیابی عملکرد
طبق اعلام حسین ساجدینیا رئیس سازمان مدیریت بحران کشور، شهرستانهای ۲۰ استان در جنگ رمضان آسیب دیدهاند و استانهایی مانند تهران، اصفهان، هرمزگان، خوزستان، بوشهر، کرمانشاه، آذربایجان شرقی، همدان، لرستان و ... مستقیماً هدف حملات قرار گرفتهاند.
علی زینیوند معاون سیاسی وزارت کشور نیز تأکید کرده که برآورد دقیق خسارات بهدلیل تداوم درگیری هنوز تکمیل نشده است. از منظر حکمرانی و مدیریت کلان، روشن است که استاندارانی که با هجوم مستقیم مواجه بودهاند، با سطحی از بار عملیاتی مواجه شدند که ماهیت آن کاملاً متفاوت از مدیریت روزمره یا مدیریت بحرانهای متعارف بوده است.
استانداران این استانها در شرایطی فعالیت کردند که نیازمند تصمیمگیری در لحظه، هماهنگی اضطراری، کنترل افکار عمومی، مدیریت زیرساختهای حیاتی، و هدایت عملیات میدانی بوده است.
در مقابل، استاندارانی که استان آنها تحت تأثیر غیرمستقیم قرار داشت، گرچه مسئولیت سنگین داشتند، اما ماهیت وظایف آنها در سطح «پشتیبانی، هماهنگی و آمادهباش» تعریف میشد.
بنابراین برای مدیریت عملکرد و ارتقای کیفیت حکمرانی ضروری است که ارزیابی استانهای مورد هجوم مستقیم از دیگر استانها متفاوت باشد.
استاندارانی که استان آنها مورد هجوم قرار گرفته باید با شاخصهایی چون: سرعت واکنش در لحظات اولیه؛ اثربخشی مدیریت میدانی؛ هماهنگی بینبخشی با نیروهای امدادی، انتظامی، نظامی و خدمات شهری؛ مدیریت اسکان اضطراری و خدماترسانی؛ پایداری زیرساختها و تابآوری شبکههای حیاتی؛ کاهش خسارات ثانویه و کنترل دامنه بحران مورد بررسی قرار گیرند.
از سوی دیگر ارزیابی استانهای غیرمستقیم هم میتواند با این شاخصها که عبارتند از : آمادگی و تابآوری؛ پشتیبانی بیناستانی؛ مدیریت زنجیره تأمین؛ حفظ پایداری خدمات پایه؛ مشارکت در اسکان اضطراری سایر استانها؛ هماهنگی با وزارتخانهها و دستگاههای ملی مورد ارزیابی قرار گیرند.
این تفکیک باعث میشود ارزیابیها واقعبینانه، عادلانه و مبتنی بر بار واقعی مسئولیت انجام شود؛ امری که برای برنامهریزیهای آتی در حوزه مدیریت بحران، تخصیص منابع و ارتقای ظرفیت استانداریهای کشور ضروری است.
به گزارش استانسازان نتیجه اینکه جنگ رمضان، علاوه بر خسارات انسانی و زیرساختی، درسهای مهمی برای حکمرانی کشور داشت. یکی از مهمترین این درسها، ضرورت بازنگری در مدلهای ارزیابی و پشتیبانی استانداران است.
پذیرش این واقعیت که شرایط استانها در زمان بحران یکسان نبوده، به وزارت کشور امکان میدهد تا مدلهای مدیریتی دقیقتر، تخصیص منابع کارآمدتر و ارتقای عملکرد حقیقیتر را دنبال کند.
این بازآرایی، پیشنیاز تقویت تابآوری ملی و بهبود مدیریت کلان سرزمین در مواجهه با تهدیدات آینده است.
سردبیر پایگاه خبری استانسازان
(نخستین پایگاه خبری بازتابدهنده اخبار استانداران و استانداریهای کشور)