کد خبر : 139287 تاریخ : 1405/8/9 - 15:08
یادداشت رضا رحمانی استاندار آذربایجان غربی شمس تبریزی؛ از میراث تمدنی تا افق دیپلماسی فرهنگی افتتاح مجموعه فرهنگی و آرامگاه شمس تبریزی در خوی را باید فرصتی برای بازتعریف نسبت میان میراث تمدنی ایران، دیپلماسی فرهنگی و توسعه پایدار منطقه‌ای دانست. شمس تبریزی از چهره‌هایی است که اهمیت او در مرزهای جغرافیایی و تاریخی محدود نمی‌ماند.

شخصیتی برخاسته از بستر فرهنگی ایران که اندیشه و تأثیر معنوی‌اش، در پیوند با مولانا، به بخشی از حافظه فکری و ادبی جهان تبدیل شده است. از این منظر، پاسداشت شمس اندیشیدن به ظرفیت‌های این میراث برای ساختن آینده است. شمس تبریزی را نمی‌توان تنها در نسبت با مولانا شناخت، هرچند پیوند این دو، یکی از اثرگذارترین رخدادهای تاریخ عرفان و ادبیات فارسی است. دیدار شمس و مولانا زمینه‌ساز تحولی عمیق در جهان فکری و معنوی مولانا شد و آثاری پدید آورد که قرن‌هاست در فرهنگ‌های مختلف خوانده و تفسیر می‌شوند.
اهمیت این پیوند در آن است که نشان می‌دهد اندیشه، هنگامی که از مرزهای زمان و مکان عبور می‌کند، می‌تواند به زبان مشترک انسان‌ها تبدیل شود. میراث شمس، افزون بر ارزش عرفانی و ادبی، دعوتی به پرسشگری، خودشناسی و عبور از داوری‌های سطحی است. در جهانی که باوجود پیشرفت‌های علمی و ارتباطی همچنان با چالش‌هایی در زمینه تفاهم، هم‌زیستی و گفت‌وگو مواجه است، بازخوانی چنین میراثی می‌تواند زمینه‌ای برای تقویت ارتباط میان فرهنگ‌ها فراهم کند. خاستگاه آذربایجانی شمس و جایگاه جهانی اندیشه او، فرصتی ارزشمند برای معرفی ظرفیت‌های تمدنی ایران و تقویت حضور فرهنگی کشور در عرصه بین‌المللی است. میراث‌فرهنگی زمانی به سرمایه‌ای راهبردی تبدیل می‌شود که در چرخه تولید دانش، آفرینش هنری و تعامل میان ملت‌ها قرار گیرد. آرامگاه شمس در خوی می‌تواند بستری برای تحقق این رویکرد باشد مشروط بر آنکه نگاه به این مجموعه، به نگهداری یک بنای تاریخی یا برگزاری رویدادهای مناسبتی محدود نماند. دیپلماسی فرهنگی بر شناخت متقابل، اعتبار علمی و عرضه سنجیده داشته‌های تمدنی استوار است. بر همین اساس، توسعه پژوهش‌های معتبر درباره زندگی و اندیشه شمس، ترجمه و انتشار آثار مرتبط، تولید محتوای چندزبانه و برگزاری نشست‌های علمی و فرهنگی با مشارکت دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی داخلی و خارجی باید در دستور کار قرار گیرد. هدف آن است که شمس تبریزی نه‌فقط موضوعی برای یادبود، بلکه محور گفت‌وگویی زنده میان پژوهشگران، هنرمندان و علاقه‌مندان فرهنگ در ایران و جهان باشد. در این چهارچوب، گسترش همکاری‌های فرهنگی میان خوی و قونیه نیز افقی قابل‌توجه پیش روی ما قرار می‌دهد. پیوند تاریخی شمس و مولانا می‌تواند مبنای شکل‌گیری برنامه‌های مشترک پژوهشی، ادبی و هنری و طراحی مسیرهای گردشگری فرهنگی باشد. تحقق این چشم‌انداز، به برنامه‌ریزی مستمر، مشارکت نهادهای علمی و فرهنگی و پرهیز از تقلیل میراث معنوی به تبلیغات مقطعی نیاز دارد. خوی از ظرفیت‌های تاریخی و فرهنگی ارزشمندی برخوردار است و مجموعه شمس می‌تواند در ارتقای جایگاه این شهر در نقشه فرهنگی و گردشگری ایران نقشی مؤثر ایفا کند.

بااین‌حال، موفقیت چنین طرحی با افزایش شمار بازدیدکنندگان سنجیده نمی‌شود، معیار اصلی، توانایی آن در ایجاد پیوند میان حفاظت از میراث، ارتقای کیفیت تجربه فرهنگی و بهبود زندگی جامعه محلی است. گردشگری فرهنگی، در صورت برخورداری از برنامه‌ریزی علمی و مدیریت مسئولانه، می‌تواند زمینه‌ساز رونق کسب‌وکارهای محلی، ایجاد فرصت‌های شغلی، توسعه خدمات گردشگری و تقویت صنایع خلاق شود. راهنمایی تخصصی گردشگران، تولید محصولات فرهنگی و هنری، فعالیت‌های نشر و صنایع‌دستی و بهره‌گیری از ظرفیت جوانان در تولید محتوای دیجیتال، از جمله حوزه‌هایی است که می‌تواند پیرامون این مجموعه توسعه یابد. البته این مسیر بدون توجه به اصالت میراث، کیفیت زیرساخت‌ها، آموزش نیروی انسانی و مشارکت مردم به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. میراث‌فرهنگی زمانی به مزیت پایدار تبدیل می‌شود که مردم منطقه خود را شریک حفاظت، معرفی و بهره‌مندی از منافع آن بدانند. ازاین‌رو، هم‌افزایی مدیریت استان و شهرستان، نهادهای فرهنگی، دانشگاه‌ها، فعالان گردشگری و بخش خصوصی، ضرورتی انکارناپذیر است. افتتاح مجموعه فرهنگی و آرامگاه شمس تبریزی، آغاز مسئولیتی مشترک برای زنده نگه‌داشتن میراثی است که از بستر فرهنگی این سرزمین برخاسته و دامنه تأثیر آن به جهان رسیده است. این مسئولیت، هم حفاظت از یک مکان تاریخی را در برمی‌گیرد و هم فراهم‌کردن زمینه‌ای برای پژوهش، اندیشه‌ورزی، گفت‌وگوی بین‌نسلی و تعامل میان فرهنگ‌ها را. آذربایجان غربی باتکیه‌بر تنوع فرهنگی، پیشینه تاریخی و ظرفیت‌های انسانی خود، می‌تواند از این فرصت برای تقویت جایگاه فرهنگی خوی و گسترش پیوندهای ملی و بین‌المللی بهره گیرد. دستیابی به این هدف، مستلزم عبور از رویکردهای مقطعی و حرکت به‌سوی برنامه‌ای منسجم، علمی و پایدار است؛ برنامه‌ای که میراث را از موضوعی برای تماشا به ظرفیتی برای آموختن، آفرینش و توسعه تبدیل کند. شمس در خوی آرام گرفته است، اما اندیشه‌اش در حصار یک جغرافیا نمی‌گنجد. هنر ما این است که این میراث را با حفظ اصالت آن، به فرصتی برای شناخت متقابل ملت‌ها، تقویت دیپلماسی فرهنگی و ساختن آینده‌ای برخوردار از توسعه پایدار تبدیل کنیم.