کد خبر : 139214 تاریخ : 1405/7/28 - 10:17
گزارش اختصاصی استان‌سازان / نقدی بر رویکرد سنتی استاندار آذربایجان غربی در قبال رسانه و دیپلماسی بین‌المللی از بارگاه ۲۵۰ میلیاردی«شمس» تا انزوای خبری؛ تقابل کارآمدی در «عمل» و غفلت در «روایت» چهل‌وچهارمین نشست شورای راهبردی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، فراتر از یک جلسه اداری، حاوی نکته‌ای بنیادین در باب نسبت توسعه محلی، دیپلماسی فرهنگی و مدیریت ملی بود. سیدرضا صالحی‌امیری در این نشست، در حضور استاندار آذربایجان غربی، بر دو ضرورت استراتژیک دست گذاشت:

چهل‌وچهارمین نشست شورای راهبردی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، فراتر از یک جلسه اداری، حاوی نکته‌ای بنیادین در باب نسبت توسعه محلی، دیپلماسی فرهنگی و مدیریت ملی بود. سیدرضا صالحی‌امیری در این نشست، در حضور استاندار آذربایجان غربی، بر دو ضرورت استراتژیک دست گذاشت: نخست، بازخوانی دستاورد خروج پروژه بارگاه شمس تبریزی در خوی از بلاتکلیفی دو دهه‌ای و تبدیل آن به کانون گردشگری عرفانی؛ و دوم، نیاز فوری به ایجاد یک نهاد فرهنگی مستقل، هیئت امنایی در سطح ملی و ساختاری پایدار با حضور نخبگان و چهره‌های برجسته علمی کشور.

اما این جلسه و ابعاد پیشین آن، پرسشی بنیادین را در برابر افکار عمومی و جامعه فرهنگی قرار می‌دهد: چرا کارنامه‌ای چنین در عرصه عمل، در صحنه رسانه این‌قدر خاموش، محصور و بی‌صدا مانده است؟

پروژه بزرگ خوی؛ از بن‌بست بیست‌ساله تا افتتاحیه مهرماه

حدود یک ماه پیش، خوی شاهد رویدادی کم‌نظیر بود؛ پروژه‌ای که نزدیک به دو دهه در پیچی از فراموشی و فرسودگی معطل مانده بود، با صرف اعتباری بالغ بر ۲۵۰ میلیارد تومان تکمیل و با حضور حدود ۴۰۰ چهره فرهنگی و دانشگاهی کشور رسماً افتتاح شد. همه مقدمات و رایزنی‌ها بر این پایه چیده شده بود که این رویداد، آغازی بر یک رنسانس فرهنگی در شمال‌غرب ایران باشد؛ حرکتی برای ایجاد کریدور فرهنگی، پیوند دادن پایگاه عرفانی خوی با مسیرهای بزرگ گردشگری بین‌المللی و تبدیل آن به کانون توسعه اقتصادی منطقه از رهگذر گردشگری عرفانی.
تثبیت هویت شمس در جغرافیای ایران، پاسخی بنیادین به جریان‌های مصادره‌کننده مفاخر تاریخی و گامی بلند برای تقویت همگرایی و وفاق اجتماعی در منطقه‌ای با تنوع قومی و مذهبی به شمار می‌رفت. اما واقعیت این است که تحقق چنین هدف بزرگی، در نقطه‌ای بسیار حیاتی دچار توقف شده است: فقدان روایت، سکوت رسانه‌ای و انزوای خبری.

رسانه، زبان جهانی عرفان و غفلت آشکار
شمس تبریزی صرفاً یک نام در نقشه شهرستان خوی یا میراثی متعلق به یک اداره‌کل استانی نیست؛ شمس قطب‌نمای عرفان اسلامی–ایرانی و یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادهای اندیشه شرق در محافل آکادمیک و مردمی جهان است. احیای بارگاه او برای آنکه به فرجام مطلوب یعنی «جذب گردشگر، توسعه اقتصادی و ارتقای سرمایه نمادین کشور» برسد، ذاتاً محتاج یک طوفان رسانه‌ای و جریان‌سازی مداوم خبری در داخل و خارج از مرزهاست.
این طرح سترگ به بازتاب‌های چندزبانه نیاز مبرم دارد؛ تولید محتوای هوشمندانه به زبان‌های انگلیسی، عربی، فرانسوی، روسی و به‌ویژه چینی (که وزیر میراث‌فرهنگی خود بر ضرورت فتح بازار آن تاکید ویژه دارد) کفِ مطالبات برای بین‌المللی کردن نام خوی است. با این حال، آنچه رخ داده، رضایت دادن به چند مصاحبه روتین اداری، پوشش محدود استانی و گزارش‌هایی کلیشه‌ای در بخش‌های خبری بوده است. رویدادی که ظرفیت تسخیر ستون‌های فرهنگی رسانه‌های معتبر جهان و شبکه‌های اجتماعی بین‌المللی را داشت، در مرزهای جغرافیایی استان متوقف ماند؛ چرا که پیوست رسانه‌ای، استراتژی تصویرسازی و دیپلماسی عمومی از ابتدا در محاسبات تصمیم‌گیران غایب یا دست‌کم فرعی دیده شده بود.

استاندار؛ تکنوکراتی در تراز ملی یا گرفتار مدیریت سنتی؟
کانون اصلی این آسیب‌شناسی مستقیماً به رأس هرم مدیریت اجرایی استان برمی‌گردد: استاندار آذربایجان غربی.
در مواجهه با مدیرانی که سابقه‌شان محدود به بوروکراسی محلی است، شاید چنین غفلتی را بتوان پای «بی‌اطلاعی از مناسبات کلان» گذاشت؛ اما استاندار آذربایجان غربی، رضا رحمانی است؛ چهره‌ای که سال‌ها نماینده سه دوره مجلس شورای اسلامی بوده، ریاست کمیسیون صنایع و معادن را بر عهده داشته و در مسند وزارت صمت نشسته است. مدیری با این کارنامه سیاسی، تقنینی و اجرایی در تراز ملی، بیش از هر کس دیگری باید بداند که در جهان امروز، «پروژه‌ای که رسانه‌ای نشود، گویی اصلاً وجود ندارد». قدرت چانه‌زنی ملی، تثبیت ردیف‌های اعتباری پایدار، جذب سرمایه‌گذار بخش خصوصی و تثبیت مطالبات در هیئت دولت، همگی ریشه در حضور پررنگ و هوشمندانه در فضای افکار عمومی و ارتباط تنگاتنگ با نخبگان رسانه‌ای دارد.

متأسفانه عملکرد نشان می‌دهد که استاندار آذربایجان غربی گرایشی به رویکردهای رسانه‌ای ندارد یا دست‌کم ارزش واقعی و ماهیت راهبردی این ابزار مدرن را در توسعه منطقه‌ای دست‌کم گرفته است. این نگاه سنتی که «ما کار را بی‌صدا انجام می‌دهیم و نیازی به تبلیغات نیست»، در روزگار جنگ روایت‌ها و رقابت شدید منطقه‌ای بر سر مفاخر، یک خطای ادراکی محض است. کار عمرانی بدون زبان رسانه ابتر است و سازه‌های چندصدمیلیاردی بدون روایت‌گریِ تراز ملی، به بناهایی سوت‌وکور تبدیل می‌شوند.

تا فرجام کار؛ آزمون پایانی برای پیگیری استاندار
تأکید وزیر میراث‌فرهنگی بر تشکیل هیئت امنای ملی، راه‌اندازی اندیشگاه و فعال‌سازی دبیرخانه دائمی در خوی، سندی است بر این که افتتاح فیزیکی بارگاه، پایان کار نیست بلکه تازه آغاز ماجراست. بارگاه شمس نباید پس از پایان نورافکن‌های افتتاحیه به پروژه‌ای راکد در تقویم استان تبدیل شود.
استاندار آذربایجان غربی باید با خروج از لاک مدیریت سنتی و کم‌ارتباط با رسانه‌ها، شخصاً پای کار این پرونده ملی بایستد. فردی که ردای وزارت و مجلس را بر تن داشته است، اکنون باید این پرونده را از راهروهای اداری استان خارج کند، به میز رسانه‌های سراسری و تریبون‌های بین‌المللی بکشاند و با تشکیل کمپین‌های رسانه‌ای چندزبانه، مطالبه‌گری برای توسعه خوی را تا حصول نتیجه قطعی دنبال نماید. پایگاه فرهنگی خوی تنها در شرایطی تثبیت خواهد شد که استاندار، قدرت رسانه را نه یک ابزار تشریفاتی برای روابط‌عمومی، بلکه شاهرگ حیاتی توسعه و دیپلماسی ملی بشناسد.