در این دیدار که با حضور کودکان و مربیان منتخب مراکز فرهنگی هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان ایلام برگزار شد، نخستین پرسش دکتر کرمی از کودکان، ساده اما عمیق بود: «بزرگترین آرزوی شما چیست؟» پاسخها، اما ساده نبودند. کودکانی که با شوق و اعتمادبهنفس از رویاهای خود گفتند؛ یکی از نمایندگی ایران در سازمان ملل سخن گفت، دیگری آرزوی فضانورد شدن داشت، کودکی از رؤیای خلبانی گفت، کودکی دیگر خود را در جایگاه سخنگوی دولت، وکیل، بازیگر، پزشک یا معلم آینده تصور میکرد. هر پاسخ، پنجرهای بود رو به دنیایی بزرگتر از قامت کوچک صاحبان آن. استاندار ایلام پس از شنیدن این آرزوها گفت: «صادقانه بگویم؛ نشست با این کودکان نخبه، بهترین و شیرینترین جلسه عمرم بود. دنیا، ایران و ایلام به هوش شما، به قلب زیبا و مهربان شما افتخار خواهد کرد.» او تأکید کرد که این آرزوها دستیافتنی است و هیچ رؤیای بزرگی برای ذهنهای پرتلاش و امیدوار، دور از دسترس نیست. اهمیت این دیدار تنها در حضور کودکان نخبه نبود؛ بلکه در شیوه برگزاری آن بود. بسیاری از نشستهایی که با کودکان و نوجوانان برگزار میشود، معمولاً در قالبی رسمی شکل میگیرد؛ چند کودک به نمایندگی سخن میگویند، مسئولان صحبت میکنند و مراسم با یک جمعبندی اداری پایان مییابد. اما این بار، کودکان تنها مهمان جلسه نبودند؛ خودشان محور و صاحب جلسه بودند. صدای آنان شنیده شد و فضای گفتوگو به جای یک برنامه تشریفاتی، به یک گفتوگوی واقعی و صمیمانه تبدیل شد. یکی از جلوههای قابل تأمل این نشست، تفاوت نگاه نسل امروز با نسلهای گذشته بود. بسیاری از کودکانی که در دهههای پنجاه و شصت کودکی خود را سپری کردند، به دلیل شرایط اجتماعی، اغلب با دایرهای کوچکتر از رویاها بزرگ شدند. اما امروز، کودکان ایلامی از جهانی بزرگتر سخن میگویند؛ از فضا، از دیپلماسی بینالمللی، از مدیریت، دانش و هنر. این آرزوهای بلند نشان میدهد که اگرچه قامتشان کوچک است، اما افق نگاهشان وسیع است. در کنار بزرگی آرزوها، آنچه بیش از همه جلب توجه میکرد، توانایی این کودکان در بیان و عرضه توانمندیهایشان بود. کودکانی که شعر میخواندند، دکلمه اجرا میکردند، شاهنامه روایت میکردند، درباره کتاب، سینما، تئاتر و حتی توسعه کتابخانههای سیار دیدگاه داشتند و با شجاعت درباره ایدههای خود سخن میگفتند. این اعتمادبهنفس، سرمایهای ارزشمند برای آینده استان و کشور است. نقش استاندار ایلام در این نشست نیز قابل توجه بود؛ چرا که فضای جلسه را از یک دیدار صرفاً رسمی و نمایشی، به فضایی از جنس معاشرت و گفتوگو تبدیل کرد. مهم است کودکان در حضور مسئولان احساس کنند که شنیده میشوند؛ اینکه میتوانند بدون نگرانی، آنچه در ذهن و دل دارند بر زبان بیاورند. آنچه در آن روز در ایلام اتفاق افتاد، فقط یک دیدار با چند کودک نخبه نبود؛ تصویری از آینده بود. آیندهای که در آن کودکانی با ذهنهای پرسشگر، قلبهای مهربان و آرزوهای بزرگ، مسیر پیشرفت ایران را ادامه خواهند داد. شاید بهترین جمله برای پایان این دیدار همان سخنی باشد که خطاب به این کودکان گفته شد: ایران و ایلام در آینده به شما افتخار خواهد کرد.