نه به خاطر «نوالهی ناگزیر معاش»، به خاطر «جستن یافتن و آنگاه به اختیار برگزیدن»؛ نه به خاطر «روزمرگیهای یک شغل و رفع تکلیف»، به خاطر «ایستادن در گرانیگاه تاریخ و شهادتدادن بر رنجها و امیدهای انسان»؛ نه به خاطر «تیترهای پرهیاهوی زودگذر و همرنگشدن با هنجارهای مسلط»، به خاطر «درک جامعهشناختی ایران معاصر و جستوجوی شجاعانهی حقیقت و واقعیت در لابهلای خطوط پنهان رویدادها»؛ نه به خاطر «تسکین موقت جامعه با واژههای مسکّن»، به خاطر «تاباندن نور بر تاریکخانهی زخمها و دعوت مداوم انسان به خردورزی و تأمل و ایمان و تلاش برای ایرانی همیشه آباد، همیشه سربلند؛ همیشه قدرتمند»؛ نه به خاطر «دیده شدن در ویترین پرهیاهو و پرشتاب رسانه»، به خاطر «پذیرش مسئولیت سنگین «آگاهی» در جهانی که مدام به سمت تقلیل معنا و فراموشی میشتابد»؛ نه به خاطر «ثبت یک قاب یا نوشتن یک گزارش برای پر کردن ستونهای خالی روزمرگی»، به خاطر «خلق سندی که به وسعت تاریخ امتداد یابد تا آیندگان، وجدان بیدار عصر ما را در آن تماشا کنند»؛ و سرانجام اینکه؛ نه به خاطر «پاسخ به اقتضائات سطحی زمانه»، به خاطر «تکریم فرهیختگی، پاسداشت شرافت کلمه و وفاداری به اصالت انسان در این جهان پرآشوب» این روز را به شما تبریک عرض میکنم امیدهای پیاپی؛ آیندهای روشن، همراه رستگاری با کلمات و معنا و روشنی را برای شما آرزو دارم.