به گزارش استانسازان (نخستین پایگاه خبری بازتابدهنده اخبار استانداران و استانداریهای کشور) امروز، مرزهای طولانی ایران با هفت کشور همسایه، بیش از آنکه یک خط اعتباری بر روی نقشه باشند، شریانهای حیاتی برای عبور از بحرانها و بیاثر کردن محدودیتهای بینالمللی محسوب میشوند. تحقق این ظرفیت عظیم، مستلزم تغییر پارادایم در مدیریت استانی است؛ استانداران مناطق مرزی در شرایط کنونی نباید صرفاً به عنوان «مدیران اجرایی پشتمیزنشین» و مجری بخشنامههای اداری عمل کنند. در شرایطی که برخی آن را «شرایط جنگی» یا بحرانی توصیف میکنند، استاندار مرزی باید در قامت یک «دیپلمات میدانی» و «فرمانده اقتصادی» ظاهر شود. عبور از رفتارهای خشک اداری، داشتن جرأت در تصمیمگیری و استفاده از خلاقیت برای بنبستشکنی در تعاملات با همسایگان، راه مناسب باز نگهداشتن مسیرهای تجارت و تقویت امنیت ملی است. نوشتار پیشرو به تبیین این ضرورت و نقش حیاتی اراده و انگیزه استانداران در پویایی مرزهای ایران میپردازد. در شرایطی که منطقه غرب آسیا در ماههای اخیر با سطحی از تنشهای جدی روبهرو شده و برخی تحلیلها از احتمال تداوم این وضعیت سخن میگویند، اهمیت فعالشدن ظرفیتهای دیپلماسی مرزی بیش از گذشته آشکار شده است. در چنین فضایی، استانهای مرزی ایران میتوانند نقشی فراتر از تقسیمات اداری داخلی ایفا کنند و به بازیگران مؤثر در مدیریت روابط همسایگی، کاهش تنشهای محلی و تقویت پیوندهای اقتصادی و اجتماعی تبدیل شوند. ایران با هفت کشور همسایه زمینی ــ ترکیه، عراق، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکمنستان، افغانستان و پاکستان ــ مرز مشترک دارد و مجموعهای از استانهای کشور در خط مقدم این ارتباط قرار گرفتهاند. در غرب کشور، استانهای آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، ایلام و خوزستان با عراق هممرز هستند و آذربایجان غربی همچنین با ترکیه مرز مشترک دارد. در شمالغرب، استانهای آذربایجان شرقی و اردبیل با جمهوری آذربایجان هممرزند و آذربایجان شرقی از طریق مرز نوردوز با استان سیونیک ارمنستان ارتباط دارد. در شمال شرق نیز استانهای گلستان، خراسان شمالی و خراسان رضوی با ترکمنستان هممرز هستند. در شرق کشور، خراسان رضوی، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان با افغانستان مرز دارند و سیستان و بلوچستان نیز با پاکستان مرز زمینی مشترک دارد. در سوی دیگر مرزها نیز مجموعهای از استانها و مناطق قرار دارند که به طور طبیعی شریک تعاملات محلی با استانهای مرزی ایران محسوب میشوند. در ترکیه استانهای وان، حکاری و آغری در مجاورت مرز آذربایجان غربی قرار دارند. در عراق، استانهای دهوک، اربیل و سلیمانیه در اقلیم کردستان در امتداد مرزهای آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه واقع شدهاند و در بخش جنوبیتر نیز استانهای میسان و بصره با استانهای ایلام و خوزستان هممرز هستند. در مرزهای شمالی، استان سیونیک ارمنستان در مقابل مرز نوردوز قرار دارد و در جمهوری آذربایجان نیز مناطق مرزی در امتداد رود ارس با استانهای آذربایجان شرقی و اردبیل ارتباط دارند؛ همچنین جمهوری خودمختار نخجوان با آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی مرز مشترک دارد. در شرق کشور، ولایتهای هرات، فراه و نیمروز افغانستان در مجاورت استانهای خراسان رضوی، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان قرار دارند و در جنوب شرقی نیز ایالت بلوچستان پاکستان با استان سیستان و بلوچستان هممرز است. در مرزهای شمال شرق نیز استانهای آخال، ماری و لبآب ترکمنستان در مقابل استانهای گلستان، خراسان شمالی و خراسان رضوی قرار گرفتهاند. این گستره جغرافیایی نشان میدهد که استانداران استانهای مرزی صرفاً مدیران اجرایی محلی نیستند، بلکه میتوانند در عمل نقش پیونددهنده منطقهای را ایفا کنند. ارتباط منظم و هدفمند میان استانداران و مقامات محلی در آن سوی مرزها میتواند به حل بسیاری از مسائل عملیاتی مرزی کمک کند؛ از تسهیل تجارت و ترانزیت گرفته تا توسعه بازارچههای مرزی، تقویت گردشگری، مدیریت ترددهای مرزی، مقابله با قاچاق و حتی همکاری در حوزههایی مانند محیط زیست و مدیریت منابع آب. البته تحقق چنین نقشی صرفاً به وجود مرز جغرافیایی وابسته نیست، بلکه به کیفیت مدیریت در استانهای مرزی نیز بستگی دارد. استاندار در این مناطق باید علاوه بر توان مدیریتی، از شجاعت در تصمیمگیری، خلاقیت در استفاده از ظرفیتهای منطقهای و انگیزه کافی برای پیشبرد تعاملات فرامرزی برخوردار باشد. بسیاری از فرصتهای مرزی تنها زمانی فعال میشوند که مدیران محلی با اراده و ابتکار عمل به دنبال ایجاد ارتباط، تعریف پروژههای مشترک و حل موانع اجرایی باشند. در واقع اراده و انگیزه استانداران در این حوزه میتواند تفاوت میان یک مرز منفعل و یک مرز پویا و فرصتساز را رقم بزند. در شرایط پرتنش منطقهای نیز این ارتباطات محلی میتواند به کاهش سوءتفاهمها و جلوگیری از شکلگیری بحرانهای کوچک در مرزها کمک کند. تجربه بسیاری از مناطق مرزی در جهان نشان میدهد که همکاری میان مقامات محلی در دو سوی مرز، اغلب سریعتر و عملیتر از مسیرهای رسمی دیپلماتیک به حل مشکلات روزمره کمک میکند. از منظر اقتصادی نیز مرزهای ایران ظرفیت بزرگی برای توسعه تجارت منطقهای دارند. بازارچههای مرزی، کریدورهای ترانزیتی و ارتباطات لجستیکی میتوانند اقتصاد استانهای مرزی را فعالتر کنند و در عین حال به تقویت روابط اقتصادی ایران با همسایگان منجر شوند. در چنین چارچوبی، ابتکار عمل استانداران، شناخت آنان از ظرفیتهای محلی و توانایی ایجاد ارتباط با طرفهای مقابل میتواند نقشی تعیینکننده در بالفعل شدن این ظرفیتها داشته باشد. در نهایت، گستردگی مرزهای ایران نه یک چالش امنیتی، بلکه یک مزیت ژئوپلیتیکی مهم است. اگر این ظرفیت با مدیریت فعال، ابتکار عمل و تعامل سازنده در سطح استانهای مرزی همراه شود، این مناطق میتوانند به پلهای ارتباطی ایران با اقتصادها و جوامع پیرامونی تبدیل شوند و در عین حال به تقویت ثبات و همکاری در محیط پیرامونی کشور کمک کنند.