کد خبر : 138343 تاریخ : 1405/2/7 - 11:16
یادداشت سردبیر اختصاصی / 31 استاندار متفاوت در تاریخ انقلاب اسلامی آنچه در دولت چهاردهم برای استانداران رقم خورد، فضایی متفاوت و در بسیاری از جهات بی‌سابقه بود. حتی برخی از استاندارانی که پیش‌تر نیز تجربه حضور در این جایگاه را داشته‌اند، اذعان می‌کنند که تنوع و هم‌زمانی بحران‌ها در این دوره، شرایطی متفاوت از گذشته ایجاد کرده است

به گزارش استان‌سازان (نخستین پایگاه خبری بازتاب‌دهنده اخبار استانداران و استانداری‌های کشور) انقلاب اسلامی ایران از سال ۱۳۵۷ تاکنون دوره‌های متنوع و گاه پرالتهابی را پشت سر گذاشته است. هر دهه از تاریخ جمهوری اسلامی با مجموعه‌ای از چالش‌ها و آزمون‌های متفاوت همراه بوده؛ از بحران‌های امنیتی و آشوب‌های آغازین دهه شصت که توسط گروه‌ها و فرقه‌های مختلف رقم خورد، تا سال‌های سنگین دفاع مقدس که کشور را درگیر جنگی تمام‌عیار کرد. پس از آن نیز دوران بازسازی و سازندگی فرا رسید؛ دوره‌ای که مدیریت کشور باید در کنار ترمیم زیرساخت‌های آسیب‌دیده از جنگ، مسیر توسعه اقتصادی و عمرانی را هموار می‌کرد. در سال‌های بعد نیز تحریم‌های اقتصادی، نوسانات بازار، چالش‌های اجتماعی و تحولات منطقه‌ای هر یک به‌نوعی فضای اداره کشور و استان‌ها را تحت تأثیر قرار داد.
در تمامی این مقاطع، استانداران به‌عنوان عالی‌ترین مقام اجرایی دولت در استان‌ها، نقش مهمی در عبور کشور از دشواری‌ها داشته‌اند. هر دوره اقتضائات خاص خود را داشته و استانداران ناگزیر بوده‌اند در زمان و مکان خود، بخش قابل توجهی از توان مدیریتی و اجرایی‌شان را صرف مهار بحران‌ها و حفظ ثبات استان‌ها کنند. در سال‌های جنگ تحمیلی، استانداران با مسئله پشتیبانی جبهه‌ها، مدیریت مهاجرت‌ها و حفظ امنیت داخلی مواجه بودند. در سال‌های سازندگی، وظیفه آنان بیش از هر چیز بازسازی زیرساخت‌ها، فعال‌سازی اقتصاد محلی و جلب سرمایه‌گذاری برای توسعه استان‌ها بود. در سال‌های بعد نیز مدیریت پیامدهای تحریم‌ها، مسائل اجتماعی و تحولات اقتصادی، بخش مهمی از مسئولیت آنان را شکل می‌داد.
با این حال، آنچه در دولت چهاردهم برای استانداران رقم خورد، فضایی متفاوت و در بسیاری از جهات بی‌سابقه بود. حتی برخی از استاندارانی که پیش‌تر نیز تجربه حضور در این جایگاه را داشته‌اند، اذعان می‌کنند که تنوع و هم‌زمانی بحران‌ها در این دوره، شرایطی متفاوت از گذشته ایجاد کرده است. در فاصله‌ای کوتاه، استان‌ها با بحران‌های متعددی مواجه شدند که هر یک به‌تنهایی می‌توانست مدیریتی پیچیده و طاقت‌فرسا را طلب کند.
مهم‌ترین این چالش‌ها، وقوع دو جنگ تحمیلی در یک سال بود؛ نخست جنگ دوازده‌روزه و سپس جنگ چهل‌روزه رمضان. جنگ به‌طور طبیعی به معنای ورود یک کشور به مجموعه‌ای از بحران‌های هم‌زمان است؛ از مسائل امنیتی و دفاعی گرفته تا مشکلات اقتصادی، اختلال در بازار، نگرانی‌های اجتماعی و فشارهای روانی بر جامعه. در چنین شرایطی، استان‌ها نخستین حلقه مدیریت بحران محسوب می‌شوند و استانداران در خط مقدم اداره این وضعیت قرار می‌گیرند.
اما ویژگی مهم این جنگ‌ها تنها در وقوع آن‌ها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه ماهیت آن‌ها نیز متفاوت بود. بسیاری از تحلیلگران از این وضعیت با عنوان «جنگ ترکیبی» یاد می‌کنند. جنگ ترکیبی به نوعی از درگیری گفته می‌شود که صرفاً در میدان نظامی جریان ندارد. در این الگو، ابزارهای گوناگونی به‌صورت هم‌زمان به کار گرفته می‌شود؛ از فشارهای اقتصادی و جنگ روانی گرفته تا عملیات رسانه‌ای، اختلال در بازار، تحرکات امنیتی، حملات سایبری و حتی ایجاد بی‌ثباتی اجتماعی. در چنین شرایطی، مدیریت بحران دیگر تنها در اختیار نیروهای نظامی نیست و بخش مهمی از آن بر دوش دستگاه‌های اجرایی، مدیران اقتصادی و مدیران محلی قرار می‌گیرد.
به همین دلیل، استانداران در این دوره با طیفی گسترده از مسائل روبه‌رو بودند؛ از موضوعات امنیتی و مدیریت افکار عمومی گرفته تا سامان‌دهی بازار کالاهای اساسی، حفظ آرامش اجتماعی، مدیریت حمل‌ونقل، تأمین انرژی، پشتیبانی از واحدهای تولیدی و رسیدگی به مشکلات معیشتی مردم. این گستره وسیع از مسئولیت‌ها باعث شد اداره استان‌ها در این دوره به یکی از پیچیده‌ترین تجربه‌های مدیریتی در تاریخ انقلاب اسلامی تبدیل شود. البته این به معنای عملکرد مطلوب تمام استانداران نیست، بلکه به معنای این است که شرایط، شرایطی است که نمونه‌ی آن در تاریخ انقلاب اسلامی کم‌سابقه یا بی‌سابقه بوده است.
در کنار استانداران، تیم اداره استان نیز تجربه‌ای متفاوت را پشت سر گذاشت. معاونان استاندار، فرمانداران، مدیران کل دستگاه‌های اجرایی و مجموعه ستاد استانداری‌ها ناگزیر بودند در شرایطی تصمیم‌گیری کنند که هر روز با مسئله‌ای تازه روبه‌رو می‌شدند. مدیریت بازار، تأمین کالاهای اساسی، هماهنگی دستگاه‌های خدماتی، رسیدگی به مشکلات تولیدکنندگان و حفظ ثبات اجتماعی، همگی نیازمند تصمیم‌های سریع، هماهنگی گسترده و حضور میدانی مدیران بود.
به همین اعتبار می‌توان گفت سی و یک استاندار کشور در این مقطع تاریخی، با یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های مدیریتی پس از انقلاب اسلامی مواجه شدند. تنوع بحران‌ها، هم‌زمانی مسائل امنیتی و اقتصادی، و ماهیت ترکیبی جنگ‌ها، شرایطی را رقم زد که در بسیاری از دوره‌های گذشته سابقه نداشت. اگرچه هر دوره از تاریخ انقلاب اسلامی دشواری‌های خاص خود را داشته است، اما تجربه این سال‌ها نشان داد که اداره استان‌ها در دوران بحران‌های چندلایه، بیش از هر زمان دیگری به مدیریت هماهنگ، حضور میدانی و تصمیم‌گیری سریع نیاز دارد.
از این منظر، تجربه استانداران و مدیران استانی در این دوره می‌تواند به‌عنوان بخشی مهم از تاریخ مدیریت بحران در جمهوری اسلامی ایران مورد توجه قرار گیرد؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد اداره کشور در عصر جنگ‌های ترکیبی، تنها به قدرت نظامی محدود نیست، بلکه به توان مدیریتی، هماهنگی اجرایی و ظرفیت‌های اجتماعی نیز وابسته است.