روایتی از ۱۷ سال آسیب
به گزارش استانسازان (نخستین پایگاه خبری بازتابدهنده اخبار استانداران و استانداریهای کشور) محور بیرجند - قاین فراتر از یک جاده، شریان زندگیِ ۳ شهرستان بزرگ و مسیر عبور زائران رضوی از جنوب به شمال بود. آمارها میگویند که تا سال ۱۳۹۵ تنها ۲۰ کیلومتر از این محور دو بانده شد و در طول یک دهه، دهها وعده عملیاتینشده، جان بیش از ۴۲ نفر را تنها در یک سال (دهه نود) گرفت و ۲۳۷ مصدوم بر جای گذاشت. نبود گاردریل، پیچهای غیر استاندارد و ترافیک سنگین کامیونهای ترانزیت، این جاده را به معبری مرگبار تبدیل کرده بود؛ جایی که حتی برخی شهروندان، ماهها به دیدار خانواده نمیرفتند، تنها به خاطر «دلهره ورود به جاده».
آسیب فقط مختص جان انسانها نبود. تحلیلهای اقتصادی نشان میدهد تأخیر در تکمیل این پروژه، مانع پیوند اقتصادی شهرهای پیرامونی با کریدور تجاری چابهار و بندرعباس و کاهش فرصتهای شغلی در منطقه شده بود.
انگاره کمکاری و چرخه معیوب مدیریت پروژه
حفر پرونده دوباندهسازی محور از سال ۱۳۸۹، نخستین سند این چالش مدیریتی بزرگ است. بررسی دیالکتیک اجرای پروژه نشان میدهد حداقل سه گلوگاه کلیدی، کار را ۱۷ سال به تأخیر انداخت:
۱ - ناپایداری اعتبارات: استفاد از اصطلاح «قطرهچکانی» در گزارش خبرگزاریها نه شعار که واقعیتی تلخ بود. مدیرکل راه و شهرسازی خراسان جنوبی اعتراف میکند: «تغییر پرتعداد پیمانکاران و پراکندگی پروژه به قطعات متعدد» ناشی از عدم ثبات اعتبارت دولتی بود. در دولتهای مختلف، از تخصیص ۷۰ درصد بودجه مصوب خودداری میشد.
۲ - فقدان پیوستگی اجرایی: برش پروژه به قطعات کوچک بدون نگاه سیستمی موجب شد هر بخش سالها در انتظار قطعه مجاور بماند. جادهای که قرار بود در ۴ سال (تا ۱۳۹۶) تکمیل شود، پس از ۱۱ سال تنها به ۴۹ درصد پیشرفت فیزیکی رسیده بود.
۳ - عدم اولویتدهی ملی: اهمیت این محور برای اقتصاد ملی (ترانزیت افغانستان و چابهار) و زائران رضوی به کرات در گزارشها یاد شده، اما همانطور که استاندار میگوید: «خراسان جنوبی در دولتهای قبل دیده نشد»
رقص با مرگ، پایانی شیرین دارد؟
تکمیل این جاده با تزریق ۲. ۵ همت اعتبار (۵ هزار میلیارد تومان) در دو سال پایانی، نهتنها مرهمی بر زخمهای کهنه مردم است، بلکه آزمونی برای پیوند دو نگاه «اقتصادی» و «ایمنی محور» در پروژههای زیرساختی محسوب میشود. آنچه امروز پس از افتتاح شاهدیم، تنها یک جاده جدید نیست:
- نجات جانها: تفکیک خطوط رفت و برگشت و نصب گاردیل در ۱۰۰کیلومتر، به گفته کارشناسان حملونقل، تا ۶۰ درصد از تلفات مرگبار کم میکند.
- جهش ترانزیتی: این محور حلقه وصل بنادر جنوب به افغانستان و آسیای میانه است. دو بانده شدن ظرفیت روزانه ترانزیت از ۸۰۰ به ۱۲۰۰ کامیون افزایش میدهد که یعنی اشتغالزایی و رونق بنادر.
- احیای گردشگری: حالا روستاهای حاشیه جاده، همانهایی که سمانه محمدی اشاره میکند، به مقصد سفرهای آخر هفته تبدیل شدهاند.
درسهای امروز برای فردا
اما نکته کانونی این رویداد تاریخی در ثبت تجربیات آن برای آینده است:
۱ - پرهیز از پروژههای فرسایشی: دوباندهسازی بیرجند - قاین، مطابق تعریف کارشناسان، بهدلیل زمان طولانی و هزینه انسانی، نمونه کلاسیک پروژه «غیراقتصادی» بود. قانون آییننامه مدیریت پروژهها باید شامل تنبیه مدیران تأخیردوست شود!
۲ - لزوم بودجه غیرمشروط: استاندار میگوید: «اعتبارات ما هنوز ناچیز است». دولت باید با اختصاص ردیف بودجه ثابت (مانند راهآهن) از تکرار چنین فاجعهای پیشگیری کند.
۳ - نقش رسانه در تابوشکنی: رسانهها بیش از یک دهه، از «جاده مرگ» گزارش دادند و به فریاد افکار عمومی تبدیل شدند؛ الگویی که باید در مدیریت پروژهها نهادینه شود.
در پایان، میتوان پرسید: آیا میتوان با اتمام یک جاده، هفده سال خطای مدیریتی را جبران کرد؟
پاسخ مردم خراسان جنوبی در لبخندشان پس از نخستین سفر بیدلهره نهفته است؛ همانگونه که برخیهایشان میگویند: «حالا حتی برای تفریح هم به جاده میرویم». میتوان به تمام مسئولانی که در این افتتاح سهیم بودند تبریک گفت اما یادمان باشد: مهمتر از یک افتتاح، عبرتگیری از این راه هفدهساله است تا دیگر جادهای به بهای مرگ انسانها دو بانده نشود.